#
  • 02155580061
  • تهران - خیابان خیام شمالی -نرسیده به چهارراه گلوبندک - ساختمان 999 - طبقه اول - واحد 10
#

داتوره

احتمالا داتوره يکي از جالب¬ترين گياهان در مجموعه نوت¬هاي عطرسازي محسوب مي¬شود. تحقيق درباره داتوره نسبتا چالش¬برانگيز بود اما سفر به اين دنياي اسطوره¬اي آن¬قدر جالب بود که بهتر ديدم مقاله¬اي طولاني در اين باره نوشته و تمام جزئيات مشاهدات خود درباره داتوره را بيان کنم. هدف از نوشتن اين مقاله اين است که شما بتوانيد اکثر عطرهايي که در آن از داتوره استفاده شده به خوبي تشخيص دهيد چون اين گياه گاهي به عنوان يکي از عناصر سازنده عطر به کار مي¬رود و خيلي به ندرت نيز به صورت يک مفهوم فانتزي در رابطه با نوت¬هاي موجود در عطر مورد اشاره قرار مي¬گيرد.

#

داتوره گياهي است که داراي 9 گونه گياه گل¬دار مي¬باشدکه همگي متعلق به خانواده گياهان بادمجانيان هستند. آنچه که در مورد تمام گونه¬هاي داتوره رايج است اين است که همگي آنها هنگام غروب گل مي¬دهند که اين موضوع با ماهيت تاريک و تيره داتوره کاملا مطابقت دارد. اين گياه تلخ و قدرتمند در عين¬حال که سمي و کشنده است يکي از قديمي¬ترين گياهاني است که کاربرد دارويي و درماني دارد. قوم آزتک از برگ-هاي داتوره¬ براي درمان بواسير ، تب¬هاي شديد و يا کاهش آسم استفاده مي¬کردند. افرادي که از بيماري بي-خوابي رنج مي¬برند تا قرن¬ها از اين گياه به عنوان دارويي خواب¬آور استفاده مي¬کردند در حالي که ساير اقوام داتوره را با روغن کنجد و برگ¬هاي بزرگ ماميران مخلوط مي¬کردند تا جهت جلوگيري و درمان عفونت گوش ، قطره گوش بسازند. داتوره يک گياه سالانه است که معمولا در حومه محل زندگي انسان مي¬رويد. اين گياه در تمام نقاط دنيا مي¬رويد، معمولا در حاشيه مزارع يا در کناره جاده¬ها ، در زمين¬هاي بي¬ارزش يا نقاط دست-نخورده زمين¬هاي ارزشمند. پراکندگي گياه داتوره دقيقا مشخص نيست اما نام آن ريشه در کلمه هندي Dhatura دارد که به معناي « سيب تيغ¬دار» است. اين نام توصيفي اشاره دارد به ظاهر کپسول¬هاي دانه گياه که معمولا به اندازه يک گردو بوده و پوشيده از تيغ هستند. زيباترين ويژگي داتوره مطمئنا گل¬هاي شيپوري مانند آن است که شب هنگام يک رايحه تند غيرعادي را از خود ساطع مي¬کند. رايحه شيرين و سرمست¬کننده اين گياه که شب¬ها شکوفه مي¬دهد با رايحه شديدا نامطبوع برگ¬هاي سبز 6 اينچي آن ترکيب مي¬شود که گاهي از اين برگ¬ها به عنوان يک ماده توهم¬زا يا بهتر بگوئيم يک ¬مخدر قوي استفاده مي¬شود. يک روز قبل از شکوفه دادن ، غنچه گياه داتوره گلبرگ¬هاي خود را به يک شکل چرخشي بسيار باشکوه باز مي-کنند که مي¬توان آنرا يک مثال زيبا از دنباله فيبوناچي در طبيعت دانست. اگر چه اين گياهان از نظر ظاهري بسيار زيبا هستند اما داراي مقادير کشنده¬اي سم هستند که اصلي¬ترين اين سم¬ها عبارتند از اسکوپولامين ، هيوسيامين و تروپان آلکالوئيد آتروپين. اين مخدرهاي قدرتمند معمولا حالت¬هاي توهم¬زاي بسيار شديدي در فرد به وجود مي¬آورند به طوري که وي قدرت بيان واقعيت را از دست داده و از روي توهم صحبت مي¬کند، حرف¬هاي عجيب و غريبي گفته و يا رفتار خشونت¬آميزي انجام مي¬دهد، در چنين فردي دماي بدن به شدت بالا رفته ، ضربان قلب افزايش مي¬يابدو تصاوير وحشتناکي در اثر حالت توهم¬زايي مشاهده کرده و حافظه¬اش را از دست مي¬دهد. اگر داتوره بلعيده شود ممکن است کشنده هم باشد . هريک از نام¬هاي مختلف داتوره برگرفته از يک فرهنگ متفاوت است و بيانگر روايت¬هايي درباره کاربردها و سوء¬استفاده¬هاي بي¬شمار اين گياه است. همان¬طور که مشاهده خواهيد کرد اکثر موارد کاربرد داتوره شيطاني است. قبل از ادامه اين مقاله مايل هستم به شما هشدار بدهم که داتوره يک گياه به شدت سمي و يک توهم¬زاي خطرناک است. در رابطه با کاربرد داتوره مرگ¬هاي زيادي گزارش شده و حتي دوز بسيار کمي از آن مي¬تواند تاثيرات خطرناک و ناخوشايندي ايجاد کند. اصلا سعي نکنيد که هيچ يک از قسمتهاي اين گياه را مصرف کنيد.

#

بروگمانسيا و داتوره
اين دو گياه خيلي شبيه هم بوده و ويژگي¬هاي مشترکي دارند.
داتوره : يک گياه علفي با گل¬هاي سفيد ، زرد ، صورتي و بنفش که عمودي هستند.
بروگمانسيا : يک بوته يا درختچه کوچک با گل¬هاي آويخته که سفيد ، زرد ، صورتي ، قرمز يا نارنجي هستند.


داتوره مقدس
در اسطوره¬هاي بوميان آمريکا، داتوره يک گياه مقدس بود که براي اهداف پزشکي و جادوگري به کار مي¬رفت. اسطوره¬هاي بوميان آمريکا از روايت¬هاي سنتي و داستاني معنوي ترکيب شده که تا حد زيادي برگرفته از طبيعت هستند. در يک چنين فضاي مذهبي که پر است از نمادهاي مختلفي از گياهان ، داتوره جايگاه ويژه-اي دارد. در فرهنگ ساکنان بومي آمريکا، منطقه¬اي که پر است از قبايل سرخپوستي که در سراسر قاره آمريکاي شمالي و جنوبي زندگي مي¬کردند، داتوره يکي از گياهاني بود که به عنوان ماده توهم¬زا کاربرد بسيار گسترده¬اي داشت. اين گياه به دليل توانايي¬اش جهت کمک به ارتباط انسان با خدايان و روح مردگان، اهميت زيادي داشت. جالب¬ترين داستان¬ها درباره داتوره توسط مردم قبيله کوماش ( يکي از قبايل سرخپوستي آمريکا ) نقل شده و آنها از اين گياه به دليل قدرت¬هاي ماورالطبيعه و توهم¬زايي آن در بازجويي¬ها استفاده مي¬کردند. سرخپوستان الهه موماي، الهه داتوره قبيله کوماش، را مي¬پرستيدند که غالبا تصوير آن به صورت يک زن مبارز بود که داراي قدرت غيب بيني بود. موماي قدرت آينده بيني داشت هرچند که قادر نبود از وقوع حوادث آينده جلوگيري کند و تاريخ را تغيير دهد. با اين حال دانش بي¬پايان وي براي براي افرادي که مي¬خواستند غيب¬بين شوند، بسيار باارزش بود ، آنها مي¬توانستند از طريق آشاميدن آبي که موماي دستانش را در آن شسته بود، به اين توانايي دست يابند. اين مايع مست¬کننده روح¬ها را به سوي يک خواب سبک و راحت هدايت مي¬کرد که تصاويري از آينده را براي آنها نمايش داده و مشکلات يا موهبت¬هايي که در آينده روي مي¬داد را براي آنها آشکار مي¬کرد.
به کمک تلاش¬هاي رسوم¬شناسان معاصر ، اکثر متون داستاني قبيله کوماش رمزگشايي شده و اطلاعات باارزشي درباره پرستش داتوره در ميان قبايل بومي آمريکا به ما ارائه کرد. امروزه مي¬دانيم که دليل برتري و اهميت بسيار زياد گياه داتوره در اساطير سرخپوستان آمريکاي شمالي ، نهفته در اين واقعيت است که آنها از اين گياه استفاده مي¬کردند تا تصورات و بينش¬هايي بدست آورند تا به روح دائمي محافظ بشر ، يک ياور ماورالطبيعه، دست يابند. حين تشريفات مذهبي اين گياه به جوانان داده مي¬شد تا با ياور رويايي خود ارتباط برقرار کنند. آنها باور داشتند که ياور رويايي فقط براي افرادي ظاهر مي¬شود که نوشيدني درست شده از داتوره را آشاميده باشد. هدف از مصرف داتوره اولين¬بار توسط افراد، ايجاد اين ارتباط بود. با دستيابي به موفقيت در اين آيين مذهبي ، فرد مي¬توانست از آن پس هر زمان که مي¬خواست از داتوره استفاده کند تا پيوند خود را با محافظ معنوي تقويت کرده يا به قدرت مافوق طبيعي و کمک ماورالطبيعه در هنگام رويارويي با مشکلات دست يابد. براساس اين افسانه موماي يک جام را برمي¬داشت، در آن آب ريخته و سپس دستانش را در آن مي¬شست تا در نهايت نوشيدني جادويي درست شود. وقتي نوه¬اش از او پرسيد که چرا فقط دستانش را مي¬شويد و حمام نمي¬کند تا شربت قدرتمندتري درست شود، او پاسخ داد : اگر من در اين آب حمام کنم تو خواهي مرد يا به شيطان تبديل مي¬شوي، شست¬وشو تا آرنج کافي است. سرخپوستان آمريکا با تمام خطرات داتوره آشنا بودند و به همين دليل فقط افراد ماهر در کاربرد گياه اجازه داشتند نوشيدني مخصوص را درست کرده و آنرا جهت آشاميدن به افراد بدهند. به علاوه فرد متخصص درست کردن آشاميدني و فردي که اين مايع را مي¬نوشيد مي¬بايست چند روز قبل از برگزاري مراسم مذهبي روزه مي¬گرفتند، از روابط جنسي پرهيز کرده و گوشت و روغن استفاده نمي¬کردند. متخصصان داتوره بايد از افرادي مي¬بودند که ريشه¬هاي اين گياه را از زمين استخراج کرده و گياه را با احترام کامل از زمين جدا مي¬کردند و اين دعا را بيان مي¬کردند : « مادر مقدس ، من آمده¬ام تا يکي از ريشه¬هاي تو را از تو تقاضا کنم.» دوز مناسب کاربرد داتوره بر اساس نوع خاکي که ريشه¬ها از آن کنده شده بودند، سن گياه و اندازه ريشه¬ها محاسبه مي¬شد. در اولين باري که داتوره توسط يک فرد مصرف مي¬شد اين عمل کاملا تحت کنترل دقيق انجام مي¬شد اما با اين حال گاهگاهي مرگ ناشي از مسموميت نيز رخ مي¬داد. افراد قبيله کوماش بر اين باور بودند که اين مرگ¬هاي اتفاقي زماني رخ مي¬دهند که فردي که شربت را نوشيده از قواعد روزه¬گيري تخلف کرده ، به روح داتوره بي¬احترامي کرده و با اين گياه دشمني کرده است. فردي که قرار بود شربت را بياشامد اگر به واسطه روزه¬گيري خودش را آماده نکرده بود تا بتواند با ذهني آرام اين جريان را تجربه کند، در اين صورت فقط انعکاسي از وحشت و ضعف خود را تجربه مي¬کرد. اما فردي که کاملا خود را آماده کرده بود مي¬توانست ياور رويايي را ملاقات کند که معمولا روحي به شکل يک جانور بود که از آن پس تا باقي عمر فرد از وي محافظت کرده و يک توانايي خاص را به او اعطا مي¬کرد.

#

گياه خيار شيطاني
شايد يکي از کاربردهاي بحث برانگيز گياه داتوره مربوط به رسوم جادوگري باشد که که عموما به عنوان وودو (Voodoo : افسونگري ، جادوگري ) شناخته مي¬شود. افسونگري يکي از مذاهب منطقه ساحلي غرب آفريقا از نيجريه تا غنا مي¬باشد که در ميان مردم سرزمين¬هاي جمهوري دومينيکن، هائيتي و سرزمين¬هاي جنوبي آمريکا به عنوان يک رسم مذهبي همزادگرايي اجرا مي¬شود. در آيين وودو بين بدن فيزيکي ، اصل روح و آگاهي تمايز بسيار زيادي وجود دارد. بر اساس اصول آئين وودو، فرد جادوگر به راحتي مي¬تواند قربانيان خود را از طريق استخراج آگاهي از بدن فرد ، وي را از حالت انساني خارج کرده و اين آگاهي و روح را به يک بدن مرده وارد کند. بررسي مراسم آئيني در هائيتي دال بر اين است که افرادي که به واسطه اين روش آگاهي از بدنشان خارج شده بود، واقعا وجود داشتند و آنها به خاطر يک داروي روان¬گردان قدرتمند دچار اين حالت مي¬شدند، دو پودر خاص به محل زخم ماليده شده و در نتيجه وارد جريان خون مي¬شدند. پودر اول از گوشت ماهي پفکي و پوست قورباغه به دست مي¬آمد در حالي که پودر دوم آميزه¬اي از داروهاي تجزيه¬کننده و عمدتا داتوره بود. در سراسر جزاير کارائيب گياه داتوره را به عنوان گياه جادوگر يا گياه خيار شيطاني مي-شناسند.اين نام در اصل به کاربرد اختلال¬آور اين گياه اشاره دارد که يک حالت خلسه ، کرختي اعضاي بدن و توهم¬زايي شخصيتي کامل را ايجاد مي¬کند. معمولا قربانيان کاربرد اين گياه ، اعضاي غير مطيع جوامع ، مجرمان يا بردگان خلافکاري بودند که حتي به واسطه مجازات¬هايي هم که مي¬شدند بازهم از خلاف و جنايت دست برنمي¬داشتند. فردي که به واسطه کاربرد اين گياه از حالت انساني خارج مي¬شد، يک فرد مرده تلقي شده و براساس مجموعه حقوق کيفري کشور هائيتي از قرن نوزدهم ، اين عمل قتل محسوب مي¬شد.فردي که مسموم شده بود در يک تابوت قرار مي¬گرفت که داراي يک لوله هوا بود ( تا هواي تازه وارد تابوت شود ) و به مدت 3روز دفن مي¬شد. پس از اين مدت ، تابوت از قبر خارج شده و حالت بي¬هوشي که به واسطه کاربرد دارويي گياه به وجود آمده بود با استعمال دوزمعيني از جوشانده داتوره کم¬کم برطرف مي¬شد . فرد قبل از مصرف اين جوشانده هيچ حس و هوشياري ندارد. فردي که به واسطه کاربرد شيطاني داتوره به اصطلاح زامبي شده مي¬تواند حرکت کند، بشنود ، حرف بزند اما به هيچ وجه نمي¬تواند به هيچ نوع محرکي واکنش نشان دهد. در اصل ضريب سوخت و ساز بدن به حدي کاهش مي¬يابد که به شکل يک مرده جاندار تبديل مي¬شود. قربانيان که فاقد حافظه بوده و به طور کامل حس گم¬گشتگي دارند مي¬توانند به نوعي پرندگان سلطه¬پذير تبديل شوند که در حالت روان¬پريشي و هذيان¬گويي به سر مي¬برند.
در گذشته اين نوع افراد معمولا به عنوان کارگران برده به توليدکنندگان نيشکر فروخته شدند.
ناقوس جهنم
داتوره يکي از ترکيبات پماد جادوگران است - يک مرهم توهم¬زا که توسط جادوگران بکار مي¬رود که يک پماد روغني است و ترکيب عصاره گياهان مختلف بدست مي¬آيد. اين مرهم اگر به صورت خوراکي استفاده شود، سمي است اما اگر روي پوست ماليده شود به آرامي جذب بدن مي¬شود. به کمک اين ترکيب جادوگران مي¬توانستند سوار بر دسته جاروي خود هنگام نيمه شب در جلسات جادوگري شرکت کنند.براي افرادي که به اسطوره¬ها اعتقاد ندارند، جاروي پرنده فقط يک نماد از تاثير داروي روان¬گردان است. در علم مدرن غالبا اين سفر جادويي به شکل واکنش¬هاي ترکيبي پيچيده بين آلکالوييدها و به صورت عبارات شيميايي تعبير مي-شود. اما در اين مقاله من فقط مي¬خواستم حقيقت¬هاي موجود در رابطه با داتوره را بيان کنم و مطلبي ديگر درباره افسانه جاروي پرنده بيان کرده باشم. در داستان¬هاي تاريخي باور عمومي بر اين است که جادوگران با شياطين و ديگر نيروهاي پليد همکاري دارند. هرچند بر اساس فرضيه آئين جادوگري، جادوگري اروپايي در واقع يک آئين غيرخدايي قبل از مسيحيت بود که مبتني بر زمين ، طبيعت ، تغييرات دوره¬اي ، گياهان و حيوانات بود. کشيش¬ها و راهبه¬هاي اين آئين مادر سالار دقيقا مثل سرخپوستان آمريکا ، گاهي از گياهان روان¬گردان استفاده مي¬کردند تا با نيروهاي ماورالطبيعه ارتباط برقرار کنند. در واقع از دسته جارو براي به هم زدن روغن جوشان که با گياهان جادويي آميخته شده بود ، استفاده مي¬شد . براي درک نقش زنان و الهه¬ها در آئين¬هاي جادوگري و غيرخدايي لازم است تا بررسي¬ها و تحقيقات تاريخي گسترده و دقيقي انجام شود. شايد به همين دليل است که تصوير يک جادوگر پير که روي دسته جاروي خود در آسمان در حال پرواز است، هنوز هم به عنوان يک نماد افسانه¬اي و يک تمثيل فرهنگي واقعي باقيمانده است.

#

بروگمانسيا و داتوره
اين دو گياه خيلي شبيه هم بوده و ويژگي¬هاي مشترکي دارند.
داتوره : يک گياه علفي با گل¬هاي سفيد ، زرد ، صورتي و بنفش که عمودي هستند.
بروگمانسيا : يک بوته يا درختچه کوچک با گل¬هاي آويخته که سفيد ، زرد ، صورتي ، قرمز يا نارنجي هستند.


داتوره مقدس
در اسطوره¬هاي بوميان آمريکا، داتوره يک گياه مقدس بود که براي اهداف پزشکي و جادوگري به کار مي¬رفت. اسطوره¬هاي بوميان آمريکا از روايت¬هاي سنتي و داستاني معنوي ترکيب شده که تا حد زيادي برگرفته از طبيعت هستند. در يک چنين فضاي مذهبي که پر است از نمادهاي مختلفي از گياهان ، داتوره جايگاه ويژه-اي دارد. در فرهنگ ساکنان بومي آمريکا، منطقه¬اي که پر است از قبايل سرخپوستي که در سراسر قاره آمريکاي شمالي و جنوبي زندگي مي¬کردند، داتوره يکي از گياهاني بود که به عنوان ماده توهم¬زا کاربرد بسيار گسترده¬اي داشت. اين گياه به دليل توانايي¬اش جهت کمک به ارتباط انسان با خدايان و روح مردگان، اهميت زيادي داشت. جالب¬ترين داستان¬ها درباره داتوره توسط مردم قبيله کوماش ( يکي از قبايل سرخپوستي آمريکا ) نقل شده و آنها از اين گياه به دليل قدرت¬هاي ماورالطبيعه و توهم¬زايي آن در بازجويي¬ها استفاده مي¬کردند. سرخپوستان الهه موماي، الهه داتوره قبيله کوماش، را مي¬پرستيدند که غالبا تصوير آن به صورت يک زن مبارز بود که داراي قدرت غيب بيني بود. موماي قدرت آينده بيني داشت هرچند که قادر نبود از وقوع حوادث آينده جلوگيري کند و تاريخ را تغيير دهد. با اين حال دانش بي¬پايان وي براي براي افرادي که مي¬خواستند غيب¬بين شوند، بسيار باارزش بود ، آنها مي¬توانستند از طريق آشاميدن آبي که موماي دستانش را در آن شسته بود، به اين توانايي دست يابند. اين مايع مست¬کننده روح¬ها را به سوي يک خواب سبک و راحت هدايت مي¬کرد که تصاويري از آينده را براي آنها نمايش داده و مشکلات يا موهبت¬هايي که در آينده روي مي¬داد را براي آنها آشکار مي¬کرد.
به کمک تلاش¬هاي رسوم¬شناسان معاصر ، اکثر متون داستاني قبيله کوماش رمزگشايي شده و اطلاعات باارزشي درباره پرستش داتوره در ميان قبايل بومي آمريکا به ما ارائه کرد. امروزه مي¬دانيم که دليل برتري و اهميت بسيار زياد گياه داتوره در اساطير سرخپوستان آمريکاي شمالي ، نهفته در اين واقعيت است که آنها از اين گياه استفاده مي¬کردند تا تصورات و بينش¬هايي بدست آورند تا به روح دائمي محافظ بشر ، يک ياور ماورالطبيعه، دست يابند. حين تشريفات مذهبي اين گياه به جوانان داده مي¬شد تا با ياور رويايي خود ارتباط برقرار کنند. آنها باور داشتند که ياور رويايي فقط براي افرادي ظاهر مي¬شود که نوشيدني درست شده از داتوره را آشاميده باشد. هدف از مصرف داتوره اولين¬بار توسط افراد، ايجاد اين ارتباط بود. با دستيابي به موفقيت در اين آيين مذهبي ، فرد مي¬توانست از آن پس هر زمان که مي¬خواست از داتوره استفاده کند تا پيوند خود را با محافظ معنوي تقويت کرده يا به قدرت مافوق طبيعي و کمک ماورالطبيعه در هنگام رويارويي با مشکلات دست يابد. براساس اين افسانه موماي يک جام را برمي¬داشت، در آن آب ريخته و سپس دستانش را در آن مي¬شست تا در نهايت نوشيدني جادويي درست شود. وقتي نوه¬اش از او پرسيد که چرا فقط دستانش را مي¬شويد و حمام نمي¬کند تا شربت قدرتمندتري درست شود، او پاسخ داد : اگر من در اين آب حمام کنم تو خواهي مرد يا به شيطان تبديل مي¬شوي، شست¬وشو تا آرنج کافي است. سرخپوستان آمريکا با تمام خطرات داتوره آشنا بودند و به همين دليل فقط افراد ماهر در کاربرد گياه اجازه داشتند نوشيدني مخصوص را درست کرده و آنرا جهت آشاميدن به افراد بدهند. به علاوه فرد متخصص درست کردن آشاميدني و فردي که اين مايع را مي¬نوشيد مي¬بايست چند روز قبل از برگزاري مراسم مذهبي روزه مي¬گرفتند، از روابط جنسي پرهيز کرده و گوشت و روغن استفاده نمي¬کردند. متخصصان داتوره بايد از افرادي مي¬بودند که ريشه¬هاي اين گياه را از زمين استخراج کرده و گياه را با احترام کامل از زمين جدا مي¬کردند و اين دعا را بيان مي¬کردند : « مادر مقدس ، من آمده¬ام تا يکي از ريشه¬هاي تو را از تو تقاضا کنم.» دوز مناسب کاربرد داتوره بر اساس نوع خاکي که ريشه¬ها از آن کنده شده بودند، سن گياه و اندازه ريشه¬ها محاسبه مي¬شد. در اولين باري که داتوره توسط يک فرد مصرف مي¬شد اين عمل کاملا تحت کنترل دقيق انجام مي¬شد اما با اين حال گاهگاهي مرگ ناشي از مسموميت نيز رخ مي¬داد. افراد قبيله کوماش بر اين باور بودند که اين مرگ¬هاي اتفاقي زماني رخ مي¬دهند که فردي که شربت را نوشيده از قواعد روزه¬گيري تخلف کرده ، به روح داتوره بي¬احترامي کرده و با اين گياه دشمني کرده است. فردي که قرار بود شربت را بياشامد اگر به واسطه روزه¬گيري خودش را آماده نکرده بود تا بتواند با ذهني آرام اين جريان را تجربه کند، در اين صورت فقط انعکاسي از وحشت و ضعف خود را تجربه مي¬کرد. اما فردي که کاملا خود را آماده کرده بود مي¬توانست ياور رويايي را ملاقات کند که معمولا روحي به شکل يک جانور بود که از آن پس تا باقي عمر فرد از وي محافظت کرده و يک توانايي خاص را به او اعطا مي¬کرد.